تبليغاتX
قفس كوچك تنهايي من

21 سال گذشت، دوباره 17 فروردین رسید، روزی که من متولد شدم روزی که یه غم به غمهای دنیا اضافه شد،

آره دوستان امروز تولد منه ولی اصلا حس خوبی ندارم مثل هرسال همون حس دل تنگی و قریبی اومده سراغم، هیچ چیزی برای نوشتن تو روز تولدم ندارم تو بعضی از وبلاگا دیده بودم که از خاطرات قشنگشون نوشتن از دوران بچگیاشون از بازی گوشیاشون، من هر چی فکر کردم چیز قشنگی یادم نیومد که بنویسم، تو زندگیم بیشترین چیزی که یادم میاد بیمارستان و آمپولو، سوزنو، پرستارا و دکترا و اتاق عمل هستش،

شاید این خاطره قشنگ باشه:

خونه کودکیام دوطبقه بود تو راه پله هاش یه پنجر بزرگ بود، یه صندلی چوبی داشتم مادرم صندلیم و میزاشت پشت اون پنجره و منو مینشوند روی صندلی منم شروع می کردم به تماشای کوچه!!.. تو کوچه پسرا فوتبال بازی می کردن بازیشون انقدر هیجان داشت که منم هیجان زده شده بودم دوست داشتم منم بازی کنم!.. وقتی یکی از تیم فوتبالشون گل میزد بچه ها از تو کوچه برام دست تکون میدادن اسممو صدا میزدن منم تشویقشون می کردم اون طرف کوچه دختر بچه ها لیله بازی می کردن فوتبال که تموم می شد کوچه خلوط می شده هیچ کس نمیموند تو کوچه من تنهایی پشت پنجره میشستم!.. منتظر تعطیل شدن بچه مدرسه ای ها میموندم  تا وقتی تعطیل میشن تماشاشون کنم خیلی اون صحنه ها برام جالب بود دختر و پسر مدرسه ای ها میریزن تو کوچه هر کدومشون یه طرف میرن بعضیاشونم چند تایی باهم راه میرن کیفای روی دوششونو خیلی دوست دارم (مدرسه همیشه برام یه رویا بود) به بچه مدرسه ای ها حسودیم میشد به کیف و کتاب دفترشونم همین طور به تنها چیزی که واقعا حسودی می کردم دوستاشون بود که کنارشون راه میرفتن خیلی دلم یدونه از اون دوستا می خواست، همیشه دوست داشتم آدما خاطرات دوران مدرسشونو برام تعریف کنن

بیشتر زندگیم به تماشا کردن آدما گذشت همیشه سعی کردم حسرت چیزای نداشت رو تو زندگیم نخورم! ولی هیچ وقت نتونستم حسرت بی دوست بودن و نخورم!... هنوز این حسرت با منه و هنوز من نتونستم یدونه از اون دوستا داشته باشم! نمیدونم اشکال از کجای زندگیه شاید معنی زندگی منم مثل معنی اسمم میمونه (وحید= تنها و یکانه)

*********

امروز می خوام از محبت چنتا دوست عزیزم تشکر کنم و بگم خیلی دوستتون دارمو براتون آرزوی موفقیت می کنم!؟ آیدا جون، آجی زهرا، آجی مهرنوش، امیدوارم هرجا که هستین شاد شاد شاد خوشبخت خوشبخت باشید.

*********

و اینکه می خوام اینجا از یاسمین جان معذرت خواهی کنم بهش بگم منو بابت اون کاری که کردم ببخشه و حلالم کنه و اینکه کینه ای ازم به دل نگیره!.... هرجاکه هستی دوست عزیز شاد و پیروز باشی!

**********

کاش آدما بجای این هدیه تولدا بهم یه دوست هدیه میدادن

 

 اینم عکس ۲ سالگیم دوستان نیگاه به موهام نکنیدا من پسرم


ارسال شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 17:24
نویسنده : [ وحيد گلاب ] موضوع : [ تولد 21 سالگیم ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


دنیای کدهای جاوا اسکریپت دنیای کدهای جاوا اسکریپت ?