
وحيد هستم ساكن كرج متولد 1366، از بچه گي با يه معلوليت جسمي-حركتي بزرگ شدم، اين جناب معلوليت نذاشت ما راه زندگي مونو ادامه بديم، خيلي دوست داشتم ادامه تحصيل بدم ولي....، عاشق مكانيك و الكترونيكم، سهراب سپهري رو دوست دارم، از بي اعتمادي خيلي بدم مياد، چند وقتي هست كمي حس تنهايي مي كنم و خيلي دلم يه دوست واقعي مي خواد، اميدوارم بتونم يه دوست خوب براي خودم پيدا كنم و منم دوست خوبي براي اون باشم. بي هدف و نااميدم ولي زنده هستم.
آرشــيو وبلاگ
صفحه خانگي
ذخیره صفحه
₪-------------------₪
پست الكترونيك مدیر
وحيد گلاب₪-------------------₪
آرشيو ماهانه
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
₪-------------------₪
آرشيو موضوعي
من هنوز زنده هستم!!!
بياييد بخنديم
نیم روزی شیرین
من این دنیای فانی رو نمی خوام
عیدتون مبارک!!
تولد 21 سالگیم
من همچنان هستم و خواهم بود.
شب آرزوها.
شاید برم اما شایدم نه!...
سرزمين يخي (سعيد داداش)
.:ساحره:. (ياسمين)
شاهزاده كوچولو (محمد متين جوني)
پرنسس كوچولو (سارينا جوني)
ستاره خاموش (زهرا جان)
شادي هاي من (مهرنوش جان)
ღ.•**•.ღ تك ستاره آسمان دلمღ.•**•.ღ (ستاره خانم)
مهر آبي (آقا هادي گل)
روياي خيس (آجي آيدا و باران)
نور سحري (الناز خانم)
سارا دخترک تنها (سارا خانم)
خاطرات زندگی مشترک (مهتاب خانم)
بيا تو كه جمعمون جمع شه (شادي خانم)
آشنايي با يك معلول قطع نخاع (آقا مهرداد)
firmament (آرش جان)
من و 85% معلولیت (یه دختری)
گم گشته .....دیار عشق (شهرام)
چند قدم نزدیکتر به خدا (مهدي جان)
من مرده ام (گمنام)
به نام تك نوازنده اي گيتار (فرزانه خانم)
ღ .:. ســروده هـای مـــن .:. ღ (فرزانه خانم)
خاطرات بياد ماندني من (حامد جان)
راه بی پایان ... زندگی (سزار دوست عزيزم)
درياي بي ساحل (سارا خانم)
dosti (سيمين خانم)
تنهاترین تنها (امين عزيز)
! ! ! ! ! یاقوت وش ! ! ! ! !(مریم خانم)
عسل(عسل خانم)
صدای سکوت (فاطیما خانم)
شعرهای تنهایی (دنیا خانم)
آرزو بارانی (محمد عالی پور)
سکوت دل (نغمه خانم)
سکوت دل (پیام جان)
حرفی از ته دل (سارا خانم)
شب تنهایی (مریم جان)
دختر تنها (ناهید خانم)
غارتگر،متمدن (یه دوست خوب)
آغاز کسی باش که پایان تو باشد (آغاز)
دنیای كوچک من (آتیه جان)
ياد بگذشته به دل ماند و دريغ... (نازنين)
نـازی کـوچـولـو (نازنين خانم)
ღ*ღعاشق بی معشوقღ*ღ (راضيه خانم)
تنهایی یک معلول
هنرمندان سال (شيدا خانم)
یا تو یا هیچ کس دیگه ! (سميرا خانم)
دنبالم بگرد افسونگر (خزان)
ماه تنهاي شكسته (مهديس خانم)
قالب هاي پارسي
₪-------------------₪
آرشیو لینکدونی
افراد آنلاين:
تعداد بازديدهای کل:
لوگوي ما
![]()
Powered By
VAHIDRAJABLOO
21 سال گذشت، دوباره 17 فروردین رسید، روزی که من متولد شدم روزی که یه غم به غمهای دنیا اضافه شد،
آره دوستان امروز تولد منه ولی اصلا حس خوبی ندارم مثل هرسال همون حس دل تنگی و قریبی اومده سراغم، هیچ چیزی برای نوشتن تو روز تولدم ندارم تو بعضی از وبلاگا دیده بودم که از خاطرات قشنگشون نوشتن از دوران بچگیاشون از بازی گوشیاشون، من هر چی فکر کردم چیز قشنگی یادم نیومد که بنویسم، تو زندگیم بیشترین چیزی که یادم میاد بیمارستان و آمپولو، سوزنو، پرستارا و دکترا و اتاق عمل هستش،
شاید این خاطره قشنگ باشه:
خونه کودکیام دوطبقه بود تو راه پله هاش یه پنجر بزرگ بود، یه صندلی چوبی داشتم مادرم صندلیم و میزاشت پشت اون پنجره و منو مینشوند روی صندلی منم شروع می کردم به تماشای کوچه!!.. تو کوچه پسرا فوتبال بازی می کردن بازیشون انقدر هیجان داشت که منم هیجان زده شده بودم دوست داشتم منم بازی کنم!.. وقتی یکی از تیم فوتبالشون گل میزد بچه ها از تو کوچه برام دست تکون میدادن اسممو صدا میزدن منم تشویقشون می کردم اون طرف کوچه دختر بچه ها لیله بازی می کردن فوتبال که تموم می شد کوچه خلوط می شده هیچ کس نمیموند تو کوچه من تنهایی پشت پنجره میشستم!.. منتظر تعطیل شدن بچه مدرسه ای ها میموندم تا وقتی تعطیل میشن تماشاشون کنم خیلی اون صحنه ها برام جالب بود دختر و پسر مدرسه ای ها میریزن تو کوچه هر کدومشون یه طرف میرن بعضیاشونم چند تایی باهم راه میرن کیفای روی دوششونو خیلی دوست دارم (مدرسه همیشه برام یه رویا بود) به بچه مدرسه ای ها حسودیم میشد به کیف و کتاب دفترشونم همین طور به تنها چیزی که واقعا حسودی می کردم دوستاشون بود که کنارشون راه میرفتن خیلی دلم یدونه از اون دوستا می خواست، همیشه دوست داشتم آدما خاطرات دوران مدرسشونو برام تعریف کنن
بیشتر زندگیم به تماشا کردن آدما گذشت همیشه سعی کردم حسرت چیزای نداشت رو تو زندگیم نخورم! ولی هیچ وقت نتونستم حسرت بی دوست بودن و نخورم!... هنوز این حسرت با منه و هنوز من نتونستم یدونه از اون دوستا داشته باشم! نمیدونم اشکال از کجای زندگیه شاید معنی زندگی منم مثل معنی اسمم میمونه (وحید= تنها و یکانه)
*********
امروز می خوام از محبت چنتا دوست عزیزم تشکر کنم و بگم خیلی دوستتون دارمو براتون آرزوی موفقیت می کنم!؟ آیدا جون، آجی زهرا، آجی مهرنوش، امیدوارم هرجا که هستین شاد شاد شاد خوشبخت خوشبخت باشید.
*********
و اینکه می خوام اینجا از یاسمین جان معذرت خواهی کنم بهش بگم منو بابت اون کاری که کردم ببخشه و حلالم کنه و اینکه کینه ای ازم به دل نگیره!.... هرجاکه هستی دوست عزیز شاد و پیروز باشی!
**********
کاش آدما بجای این هدیه تولدا بهم یه دوست هدیه میدادن
نیگاه به موهام نکنیدا من پسرم![]()

ارسال شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 17:24
نویسنده : [ وحيد گلاب ] موضوع : [ تولد 21 سالگیم ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 بالاي صفحه ]
